کد خبر 114175
۷ دی ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

آرزوی دو شهید

آرزوی دو شهید

دو شهیدی که به آرزوی خود رسیدند...

تهران_حیاتاعزام نیروهای سپاهیان حضرت محمد(ص) از سراسر کشور به تهران جهت مانور و رژه ی ۱۰۰ هزار نفری در سال ۱۳۶۵ به خاطر عملیات کربلای ۴ با هدف انهدام نیروهای دشمن در منطقه عملیاتی غرب اروند و جنوب خرمشهر آغاز شد و رزمندگان اسلام با هجوم به جزیره ام الرصاص و ام البانی پس از دو روز نبرد سخت و واردکردن ضربه به ۶ تیپ عراق انهدام قابل توجهی ادوات زرهی، کشته و زخمی کردن ۷۰۰۰ نفر و به اسارت درآوردن تعدادی از بعثیون به مواضع اولیه خود برگشتند.دو برادر بودند به نامهای محمد و عبدالحمید ذاکرنیا از بسیج مسجد سلمان فارسی دزفول که به جبهه های حق علیه باطل اعزام شده بودند.هر دو در عملیات شرکت کردند و هیچ کدام راضی نبودند از شرکت در عملیات صرفنظر کنند.عملیات در تاریخ سوم دی ماه سال 65 تمام گردید، لازم دیدم برای کسب خبر از آخرین وضعیت نیروها از جبهه دیدار و تماسی با فرماندهان گردان بلال داشته باشم.وقتی به پایگاه بسیج برگشتم عده ای دورم جمع شدند و من گزارشی از عملکرد گردان به آنان دادم .نام محمد ذاکرنیا در صدر لیست شهدا بود. او جوان رعنا و زیبا و شجاعی بود که در مرحله اول عملیات یعنی در تاریخ چهارم دی ماه سال 65 شهید شده بود.صلواتی نثار روحش کردم. خبر شهادت را با چند نفر از اهالی محل به پدر و مادر و خانواده اش دادیم . بسیار ناراحت شدند.یک ساعت بعد خبر شهادت عبدالحمید را دادند و هیچ کس توان اعلام خبر شهادت برادر دوم را به خانواده اش نداشت.به ناچار خبر شهادت را به برادر بزرگش دادیم و او نیز به پدر و مادرش خبر داد. این بارآنها با استقبال گفتند: آن دو به آرزوی خود رسیدند.جسم مطهر حمید مفقود شد و پس از ده سال در جزیره سهیل بدست آمد و در کنار برادرش به خاک سپرده شد.وقتی وصیت نامه آنها را مطالعه کردم دیدم هرکدام آرزو کردند شهید شوند و شاهد شهادت دیگری نباشند تا از پدر و مادر و خواهر و برادرشان شرمنده نباشند و خدا آنها را به آرزویشان رسانید.منبع: کتاب شهر مقاومت

برچسب‌ها